خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
868
نهج البلاغة ( فارسى )
18 - از نامههاى آن حضرت عليه السلام است بعبد الله ابن عباس هنگامى كه او از جانب آن بزرگوار حاكم و فرمانرواى بصره بود ( عبد اللّه ابن عبّاس پسر عموى امام عليه السّلام است كه بيشتر علماى رجال او را حسن الحال و نيكو كردار و از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و از شيعيان و پيروان امير المؤمنين عليه السّلام دانستهاند ، چون فرمانرواى بصره گرديد با قبيلهء بنى تميم كه در جنگ جمل پيروى از طلحه و زبير و عائشه كرده بودند ، دشمنى و بد خويى مى نمود بطوريكه آنها را شيعه و پيرو جمل و انصار و يار عسكر « نام شتر عائشه » و حزب و طرفدار شيطان مى ناميد ، اين روش ابن عبّاس با ايشان بر شيعيان امام عليه السّلام كه از قبيلهء بنى تميم بودند گران آمده از او رنجيدند ، پس حارثة ابن قدامه كه از شيعيان آن حضرت و از قبيلهء بنى تميم بود به آن بزرگوار نامهاى نوشت و از او شكايت كرد ، امام عليه السّلام نامهاى بابن عبّاس در بارهء مهربانى نمودن به قبيله بنى تميم نوشت كه از جملهء آن اينست ) : 1 و اى پسر عبّاس بدان كه بصره جاى فرود شيطان و كشتنگاه تباهكاريها است ( فتنه جويان اين شهر بسيارند ) پس مردم آن سامان را با نيكوئى كردن بايشان خرّم و شاد گردان ، و ( بسبب بد خويى آنان را نشورانده اگر ايشان را بر اثر كارهاى ناشايستهء پيش ترس و بيمى است تو ) گره ترس را از دلهاشان بگشا ( طورى با آنها رفتار كن كه بفهمند از كيفر كارهاى گذشتهء آنان چشم پوشيدهاى ) . 2 و خبر بد خويى و درشتى تو با قبيلهء بنى تميم به من رسيد ، همانا بنى تميم را كوكبى پنهان نشده مگر آنكه كوكب ديگرى بر ايشان پديدار گشته ( آسمان فضل و بزرگوارى و شجاعت و دليرى آنان از كوكب درخشان تهى نگرديده ، و اگر بزرگى از آنها كشته شده ديگرى جايش را گرفته ) و در جاهليّت و اسلام كسى به كينه جوئى و خونخواهى بر ايشان پيشى نگرفته ( از اينرو با چنين مردمى نبايستى آغاز درشتى و ناهموارى